کلاس مدرسه School Class . ir

چهارم

درس پانزدهم : شیر و موش

تصحیح متن درس پانزدهم کلاس چهارم ابتدایی

کلماتی را که املای آنها غلط است در متن زیر پیدا کنید و شکل صحیح آنها را بنویسید.

کاربرگ تصحیح متن دارای غلط املایی

بود شیری به بیشه‌ای، خفت

موشکی کرد، خوابش عاشفت

 

آن قدر گوشِ شیر، گاذ گرفت

گه رها کرد و گاه باز گرفت

 

تا که از خواب، شیر شد بیدار

متقیر ز موشِ بد رفتار

 

دست بُرد و گرفت کلّه‌ی موش

شد گرفتار، موشِ بازی‌گوش

 

خاست در زیر پنجه، له کُنَدَش

به هوا بُرده به زمین زَنَدش

 

گفت: ای موشِ لوسِ یک قازی

با دُمِ شیر می‌کنی بازی

 

موش بیچاره در حراص افتاد

گریه کرد و به الطماص افتاد

 

که تو شاهِ وهوشی و من موش

موش هیچ است پیش تو شاهِ وحوش

 

تو بزرگی و من ختا کارم

از تو امید مقفرت دارم

 

شیر از این لابه، رهم حاسل کرد

پنج وا کرد و موش را ول کرد

 

اطفاقاً سه چار روز دگر

شیر را آمد این بلا بر سر

 

از پی سید گرگ، یک سیّاد

در همان هول و هوش ، دام نهاد

 

دامِ صیّاد، گیرِ شیر افتاد

عوز گرگ، شیر گیر افتاد

 

موش چون حال شیر را دریافت

از برای خلاس او بشتافت

 

بندها را جوید و با دندان

تا که در بُرد شیر از آنجا جان

 

شیر چون موش را رهایی داد

خود رها شد ز پنجه‌ی صیاد

کلمات مشکل درس

تعداد کلمات: 20
  1. حاصل
    حاسل
  2. خفته
    خفت
  3. آشفته
    عاشفت
  4. گاز
    گاذ
  5. متغیر
    متقیر
  6. خواست
    خاست
  7. یک غازی
    یک قازی
  8. هراس
    حراص
  9. التماس
    الطماص
  10. وحوشی
    وهوشی
  11. خطا
    ختا
  12. مغفرت
    مقفرت
  13. رحم
    رهم
  14. پنجه
    پنج
  15. اتفاقاً
    اطفاقاً
  16. صید
    سید
  17. صیّاد
    سیّاد
  18. حول و حوش
    هول و هوش
  19. عوض
    عوز
  20. خلاص
    خلاس

متن اصلی درس

بود شیری به بیشه‌ای، خفته

موشکی کرد، خوابش آشفته

 

آن قدر گوشِ شیر، گاز گرفت

گه رها کرد و گاه باز گرفت

 

تا که از خواب، شیر شد بیدار

متغیر ز موشِ بد رفتار

 

دست بُرد و گرفت کلّه‌ی موش

شد گرفتار، موشِ بازی‌گوش

 

خواست در زیر پنجه، له کُنَدَش

به هوا بُرده به زمین زَنَدش

 

گفت: ای موشِ لوسِ یک غازی

با دُمِ شیر می‌کنی بازی

 

موش بیچاره در هراس افتاد

گریه کرد و به التماس افتاد

 

که تو شاهِ وحوشی و من موش

موش هیچ است پیش تو شاهِ وحوش

 

تو بزرگی و من خطا کارم

از تو امید مغفرت دارم

 

شیر از این لابه، رحم حاصل کرد

پنجه وا کرد و موش را ول کرد

 

اتفاقاً سه چار روز دگر

شیر را آمد این بلا بر سر

 

از پی صید گرگ، یک صیّاد

در همان حول و حوش، دام نهاد

 

دامِ صیّاد، گیرِ شیر افتاد

عوضِ گرگ، شیر گیر افتاد

 

موش چون حال شیر را دریافت

از برای خلاص او بشتافت

 

بندها را جوید و با دندان

تا که در بُرد شیر از آنجا جان

 

شیر چون موش را رهایی داد

خود رها شد ز پنجه‌ی صیاد

به نظرتان چطور بود؟

تجربه یا پیشنهادتان را با ما و دیگران در میان بگذارید.

بقیه چه گفته‌اند؟