کلاس مدرسه School Class . ir

چهارم

درس سوم : راز نشانه‌ها

کلمات املایی درس سوم کلاس چهارم ابتدایی

کلمات املایی درس

تعداد کلمات: 14
  • آفرین
    عافرین
    عآفرین
    آورین
  • نگاه
    نگا
  • الاغش
    علاغش
    علاقش
    الاقش
  • آسیاب
    عاسیاب
    آصیاب
    عاصیاب
  • قهوه‌خانه‌ای
    قهوخانه‌ای
    غهوخانه‌ای
    غهوه‌خانه‌ای
  • حاکم
    هاکم
  • علف‌های
    الف‌های
  • خورده
    خرده
    خرد
    خورد
  • نخورده
    نخورد
    نخرد
    نخرده
  • حدس
    هدس
    هدص
    حدص
  • ریخته
    ریخت
  • هوش
    حوش
  • فهم
    فم
    فحم
  • معذرت
    مذرت
    مزرت
    معزرت

متن اصلی درس

مردی چند کیسه‌ی گندم بر پشت الاغش گذاشته بود و به آسیاب می‌برد؛ در راه به قهوه‌خانه‌ای رسید؛ الاغ را به درختی بست و به قهوه‌خانه رفت؛ وقتی بیرون آمد، الاغش نبود؛ درحالی که به دنبال الاغ می‌گشت، چشمش به پسری افتاد؛ از او پرسید: «الاغ مرا ندیدی؟»

پسر پرسید: «همان که چشم چپش کور بود؛ پای راستش می‌لنگید و بار گندم می‌برد؟»
مرد، خوشحال شد و گفت: «نشانی‌هایش درست است. آن را کجا دیدی؟»

پسر جواب داد: «من، الاغی ندیدم».
مرد، خشمگین شد و پسر را پیش حاکم برد.

حاکم گفت: «پسرجان! اگر تو الاغ را ندیده‌ای، چطور نشانی‌هایش را دادی؟»

پسرگفت: «من فقط خوب نگاه کردم و به آنچه دیدم، کمی اندیشیدم. سر راهم رد پای الاغی را دیدم که جای پای راستش کمتر از جای پای چپش گود افتاده بود. فهمیدم پای راست الاغی که از اینجا گذشته لنگ بوده است. علف‌های سمت راست جاده خورده شده بود؛ اما علف‌های طرف چپ دست نخورده مانده بود. از اینجا فهمیدم که الاغ علف‌های سمت چپ را ندیده است. به همین دلیل حدس زدم، چشم چپش کور بوده است. از دانه‌های گندمی هم که روی زمین ریخته بود، فهمیدم بارش گندم بوده است».

حاکم به هوش و فهم پسر آفرین گفت و مرد از او معذرت خواست.

به نظرتان چطور بود؟

تجربه یا پیشنهادتان را با ما و دیگران در میان بگذارید.

بقیه چه گفته‌اند؟