کلاس مدرسه School Class . ir

ششم

درس هفتم : دریاقلی

تصحیح متن درس هفتم کلاس ششم ابتدایی

کلماتی را که املای آنها غلط است در متن زیر پیدا کنید و شکل صحیح آنها را بنویسید.

کاربرگ تصحیح متن دارای غلط املایی

در تاریخ، انسان‌های بسیاری بوده‌اند که همه‌ی توان و جانِ خود را برای رسیدن به حدف خیش فدا کرده‌اند و گاهی نجات مردمی یا آینده‌ی ملّتی به هوشیاری و فداکاری و تسمیم بهنگام و جان‌فشانیِ به موقه یک نفر یا جمعی محدود، وابسته می‌شود. در همه‌ی جوامه بشری، فداکاری چنین انسان‌هایی را غلّه‌ی می‌نهند و تلاش می‌کنند خاطره‌ی آنها را در تاریخ و ادبیات و آسار هنری خود حفظ کنند.

در داستان‌های کهن ایرانی، آرش، دلاورمردی بود که وقتی غرار شد کمانداری ایرانی، تیری رها کند و هرجا که تیر فرود آمد، مرذ ایران باشد، دلیرانه بر غلّه‌ی دماوند برآمد و تیری در چلّ‌ی کمان نهاد و با پرتاب کردن آن، سرزمین ایران را از بیگانگان رهایی بخشید و جان خود را در این راه فدا کرد. خاتره‌ی این جان فشانی در راه پاسداری از میهن، هنوز در یادها زنده است. این سرزمین در هر روزگاری، پهلوانان و نام آوران بی‌شماری را در خود پرورانده است.

شهید «دریاقُلی سورانی» یکی از دلاورمردان دوران دقاع مغدس بود که در نخستین ماه‌های جنگِ تمیلی با فداکاری شگفت‌عنگیذ خود، مانع سغوط شهر آبادان شد. شوغل دریاقُلی، عوراق فروشی بود. او در آن هنگام به همراه فرزند خردسال خود در گورستانی از اتومبیل‌های فرسوده در «کوی زولفقاری » در حاشیه‌ی آبادان زندگی می‌کرد. در یک شب تاریک، ناگهان متوج شد که سربازان دشمن بعصی به صورتی قافلگیرکننده از رودخانه‌ی بهمن شیر گذشته‌اند و می‌خواهند شهر مهاسره شده‌ی آبادان را به اشقال کامل خود در بیاورند. دریاقُلی، فوراً بی‌سر و سدا سوار بر دوچرخه شد و به راه افتاد.

دریاقلی در آن شب پاییزی نهم آبان ماه 1359 با همه‌ی توان و غدرت ، رکاب می‌زد. انگار کسی در گوشش می‌گفت: «دریاقلی رکاب بزن، همه چیز به جوانمردی تو وابسته است. اگر کوتاهی کنی، همه‌ی شهر و دیار نابود خواهد شد.

دریاقلی! رکاب بزن، یا علی بگو

چشم انتزار حمت تو، دین و میهن است

 

فردا اگر درنگ کنی، کوچه‌های شهر

میدانِ جنگ تن به تن و تانک با تن است

 

از راه اگر بمانی و روشن شود هوا

تکلیف شهر خاطره‌های تو،  روشن است

 

دریاقُلی! به وسئت دریاست نام تو

تاریخ در تلفّض نام تو عَلکَن است

 

امّا دریاقُلی، همچو دریایی خروشان بود، با تمامِ وجود تلاش می‌کرد از میان گشتی‌های دشمن و آتش خمپاره‌ها بگزرد و زودتر از سربازان بعثی، خود را به شهر برساند.

او توانست، کوی ذولفقاری تا شهر آبادان را در کوتاه‌ترین زمان، رکاب بزند و خود را به سرت به شهر برساند و با فریادهایش، مردم و مدافعان شهر را از نفوذ دشمن باخبر کند.

مردم و مدافعان آبادان، بی‌درنگ به هر وسیله‌ای که ممکن بود در برابر دشمن به کار آید به مغابله با دشمن پرداختند و توانستند در نبردی نابرابر، که در تاریخِ دفاع  دفا مغدّس به نام «عملیات کوی ذولفقاری» مروف است، نفوز دشمن را به آبادان ناکام بگذارند و او را با اَغب بسیار و شکستی سخت به اَغب برانند.

دریاقُلی در همین نبرد به شدت زخمی شد و در راه انتغال به پشت جبهه به شهادت رسید. مذار این شهید دلاور در بهشت زهرا (س) در تهران قرار دارد.

بی‌شک اگر دریاقُلی در آن شب سرنوشت‌ساز، دچار ترس و تردید می‌شد و اگر تنها به نجات خود و خانواده‌اش می‌اندیشید یا اگر اندکی کوتاهی می‌کرد و نمی‌توانست به موقع خود را به شهر برساند، خدا می‌دانست چه اتفاغات ناگواری می‌افتاد!

کلمات مشکل درس

تعداد کلمات: 43
  1. تصمیم
    تسمیم
  2. انتظار
    انتزار
  3. تحمیلی
    تمیلی
  4. اشغال
    اشقال
  5. قرار
    غرار
  6. سرعت
    سرت
  7. خویش
    خیش
  8. آثار
    آسار
  9. مقدّس
    مغدّس
  10. معروف
    مروف
  11. دفاع
    دفا
  12. شگفت‌انگیز
    شگفت‌عنگیذ
  13. مرز
    مرذ
  14. صدا
    سدا
  15. متوجه
    متوج
  16. نفوذ
    نفوز
  17. سقوط
    سغوط
  18. محاصره‌
    مهاسره
  19. خاطره‌ی
    خاتره‌ی
  20. قدرت
    غدرت
  21. همت
    حمت
  22. بگذرد
    بگزرد
  23. هدف
    حدف
  24. موقع
    موقه
  25. جوامع
    جوامه
  26. قلّه‌ی
    غلّه‌ی
  27. چلّه‌ی
    چلّ‌ی
  28. مقدس
    مغدس
  29. شغل
    شوغل
  30. اوراق
    عوراق
  31. ذولفقاری
    زولفقاری
  32. بعثی
    بعصی
  33. غافلگیرکننده
    قافلگیرکننده
  34. وسعت
    وسئت
  35. تلفّظ
    تلفّض
  36. اَلکَن
    عَلکَن
  37. مقابله
    مغابله
  38. عقب
    اَغب
  39. انتقال
    انتغال
  40. مزار
    مذار
  41. اتفاقات
    اتفاغات
  42. قلّه‌ی
    غلّه‌ی
  43. عقب
    اَغب

به نظرتان چطور بود؟

تجربه یا پیشنهادتان را با ما و دیگران در میان بگذارید.

بقیه چه گفته‌اند؟