کلاس مدرسه School Class . ir

سوم

درس دوم : زنگ ورزش

کلمات املایی درس دوم کلاس سوم ابتدایی

کلمات املایی درس

تعداد کلمات: 19
  • گذشته
    گزشته
    گذشت
    گزشت
  • موضوع 
    موزوع
    موزو
    موضو
  • مهم
    محم
  • علاقه
    الاقه
    علاق
    الاق
  • بحث
    بحس
    بحص
    بهث
  • سلامتی
    صلامتی
    ثلامتی
    سلامطی
  • نظم
    نزم
    نضم
    نذم
  • حرفه‌ای
    حرف‌ای
    هرف‌ای
    هرفه‌ای
  • تعطیلی
    تتیلی
    تأطیلی
    طعطیلی
  • طرف
    ترف
  • بخواهی
    بخاهی
    بخاحی
    بخواحی
  • تصمیم
    تسمیم
    تثمیم
    طصمیم
  • نظرم
    نزرم
    نذرم
    نضرم
  • محل
    مهل
  • مخصوص
    مخسوس
    مخثوث
    مخسوص
  • اصلی
    اثلی
    اسلی
    عصلی
  • ماهرانه
    ماحران
    ماحرانه
    ماهران
  • مسابقات ِ
    مسابغات
    مصابقات
    مصابغات
  • رتبه
    رطبه
    رطب
    رتب

متن اصلی درس

آن روز هوا بارانی بود. باران پاییزی که از شب گذشته آغاز شده بود، همچنان نرم نرمک می‌بارید معلم ورزش به کلاس آمد و گفت: «بچه‌ها، امروز زمین برای نرمش و ورزش مناسب نیست؛ بنابراین در کلاس می‌مانیم و درباره‌ی چند موضوع   مهم، گفت وگو می‌کنیم. دلم می‌خواهد همه با علاقه در بحث امروز شرکت کنید.» 

سپس در ادامه گفت: «بچه‌ها، می‌دانید که ورزش برای سلامتی، مفید است. بهتر است همه‌ی ما، هر روز برنامه‌ای برای ورزش کردن داشته باشیم. اگر ورزشی را با نظم و ترتیب و پیوسته انجام دهیم، میتوانیم به‌خوبی در آن رشته، پیشرفت کنیم. برای ورزش کردن به صورت حرفه‌ای، اول رشته‌ی ورزشی مورد علاقه خود را انتخاب کنید، سپس در آن رشته، آموزش ببینید و تمرین کنید.»

آن روز، بعد از تعطیلی مدرسه، همراه دوستم به طرف خانه راه افتادیم. از او پرسیدم: «راستی تو کدام رشته‌ی ورزشی را بیشتر از همه دوست داری؟»

جواب داد: «تا به حال به این موضوع فکر نکرده‌ام. فوتبال یا شاید هم بسکتبال. تو چطور؟»

گفتم: «البته من هم فوتبال را خیلی دوست دارم؛ اما به شنا کردن، علاقه‌ی بیشتری دارم. راستش را بخواهی، پس از گفت وگوهای زنگ ورزش،تصمیم گرفته‌ام در دوره‌های آموزشی شنا شرکت کنم.»

فردای آن روز با دوستم به استخر رفتیم. جلوی در، نوشته‌ای نظرم را جلب کرد: «به فرزندان خود شنا بیاموزید.» وارد شدیم. کفشها و لباس‌هایمان را در محل مخصوص گذاشتیم. دوش گرفتیم و وارد سالن اصلی شدیم. دوستم برای شنا رفت؛ اما من مدتی به جنب و جوش بچه‌ها در استخر نگاه کردم؛ بعضی از آنها بسیار ماهرانه شنا میکردند.

به طرف مربی شنا که کنار استخر ایستاده بود، رفتم. سلام کردم و گفتم: «بعضی از بچه‌ها خیلی خوب شنا می‌کنند. من هم دوست دارم مثل آنها شنا کنم. ممکن است مرا راهنمایی کنید؟» 

پس از صحبت‌های مربی شنا، در دوره‌ی آموزشی، نام‌نویسی کردم. روزها نزد او به تمرین شنا می‌پرداختم. در طول مدت تمرین، بارها زیر آب میرفتم، دست و پایم خسته می‌شد؛ اما بعد از آن سختی‌ها، نتیجه‌ی خوبی گرفتم و حالا شناگر ماهری هستم. فردا مسابقات ِ شنای دانش آموزی برگزار میشود و من برای به دست آوردن بهترین رتبه، تلاش خواهم کرد.

به نظرتان چطور بود؟

تجربه یا پیشنهادتان را با ما و دیگران در میان بگذارید.

بقیه چه گفته‌اند؟