آزمون املای یاد حسین

کلماتی را که املای آنها غلط است در متن زیر پیدا کنید و شکل صحیح آنها را بنویسید.

کاربرگ تصحیح متن دارای غلط املایی

در سرودۀ زیر، شاعر با لهنی سوگوارانه، حصرت و افصوص ، و سوز و اندوه خود را نسبت به واقئه کربلا و شهادت امام حسین (ع) و یارانش بازگو می‌کند.

هنگام خوانش این عثر ، به این هالت باید توجه کرد و با قرار دادن خود در آن حال و موغعیّت ، متن را با لحن مناسب خواند.

شد چنان از طَف دل، کام سخنور، تشنه

که ردیف سُخنش آمده یک سر، تشنه

 

خشک گردید هم از دودِ دل و دیده، دوات

خامه با سوز، رغم کرد به دفتر تشنه

 

آه و افسوس از آن روز که در دشت بلا

بود آن خسروِ بی لشکر و یاور تشنه

 

با لب خشک و دل سوخته و دیدهٔ تر

غرغه بهر بلا بود در آن بر تشنه

 

همچو ماهی که فُتد ز آب برون، آل نبی

می‌طپیدی دلشان، سوخته در بر تشنه

 

عال احمد همه اَطشان ز بزرگ و کوچک

نسل حیدر همه از اکبر و اصغر تشنه

 

تشنه لب کشته شود در لب شت از چه گناه

آنکه سیراب کند در لب کوصر تشنه؟

 

بُرد عبّاس جوان، ره چو سوی آب فرات

ماند بر یاد حسین تا سف مهشر تشنه

 

گشت از کِلکِ «فدایی» چو دلش دود بلند

بر مزاهمتان کرد رقم، بس که مکرّر تشنه

کلمات مشکل درس

تعداد کلمات: 19

  1. صف
    سف
  2. اثر
    عثر
  3. حالت
    هالت
  4. حسرت
    حصرت
  5. بحر
    بهر
  6. مزاحمتان
    مزاهمتان
  7. غرقه
    غرغه
  8. افسوس
    افصوص
  9. رقم
    رغم
  10. لحنی
    لهنی
  11. واقعه
    واقئه
  12. موقعیّت
    موغعیّت
  13. تَف
    طَف
  14. می‌تپیدی
    می‌طپیدی
  15. آل
    عال
  16. عَطشان
    اَطشان
  17. شط
    شت
  18. کوثر
    کوصر
  19. محشر
    مهشر

متن اصلی درس

در سرودۀ زیر، شاعر با لحنی سوگوارانه، حسرت و افسوس، و سوز و اندوه خود را نسبت به واقعۀ کربلا و شهادت امام حسین (ع) و یارانش بازگو می‌کند.

هنگام خوانش این اثر، به این حالت باید توجه کرد و با قرار دادن خود در آن حال و موقعیّت، متن را با لحن مناسب خواند.

شد چنان از تَفِ دل، کام سخنور، تشنه

که ردیف سُخنش آمده یک سر، تشنه

 

خشک گردید هم از دودِ دل و دیده، دوات

خامه با سوز، رقم کرد به دفتر تشنه

 

آه و افسوس از آن روز که در دشت بلا

بود آن خسروِ بی لشکر و یاور تشنه

 

با لب خشک و دل سوخته و دیدهٔ تر

غرقهٔ بحر بلا بود در آن بر تشنه

 

همچو ماهی که فُتد ز آب برون، آل نبی

می‌تپیدی دلشان، سوخته در بر تشنه

 

آل احمد همه عَطشان ز بزرگ و کوچک

نسل حیدر همه از اکبر و اصغر تشنه

 

تشنه لب کشته شود در لب شط از چه گناه

آنکه سیراب کند در لب کوثر تشنه؟

 

بُرد عبّاس جوان، ره چو سوی آب فرات

ماند بر یاد حسین تا صفِ محشر تشنه

 

گشت از کِلکِ «فدایی» چو دلش دود بلند

بر ورق کرد رقم، بس که مکرّر تشنه

بحث و گفتگو

افزودن نظر

از اینکه دیدگاه خود را به اشتراک می گذارید، سپاسگزاریم.