ششم
آزمون چهار گزینهای درس پنجم کلاس ششم ابتدایی
این آزمون برای تمرین خواندن متن کتاب فارسی و یادگیری املای کلمات دشوار آن طراحی شده است. هر سؤال مربوط به یکی از کلمات مشخص شده در متن است؛ پس جمله را با دقت بخوانید.
برای هر سؤال، از بین گزینهها، شکل درست کلمه را انتخاب کنید. با انتخاب پاسخ درست، امتیاز میگیرید و هرچه زودتر پاسخ درست را پیدا کنید، امتیاز بیشتری به دست میآورید. با انتخاب پاسخ نادرست، از امتیاز شما کم میشود.
آزمون زمانی تمام میشود که به همهی سؤالها پاسخ داده باشید.
شاید شنیده باشید که هرگاه، کسی کار بسیار دشواری را با پیروزی به پایان برساند، میگویند «از هفت خانِ رستم»، گذشته است. هفت خان، نام هفت مرحله از نبردهای رستم با نیروهای اهریمنی و گذشتن از دشواریها است. یکی از زیباترین بخشهای شاهنامه، «هفت خان رستم» است. هنگامی که کیکاووس، پادشاه ایران با شماری از بزرگان سپاه خود در چنگ دیوان مازندران گرفتار میشود، رستم در این زمان به سوی مازندران حرکت میکند تا آنان را از بند رهایی دهد.
در این نبردها، رستم به کمک اسب خود، رخش با شیر و اژدها پیکار میکند؛ دیوها را از پای در میآورد و بر جادوگران، پیروز میشود.
پهلوان برای نبرد با دشمن، سوار بر رخش از زابُلستان، راهی مازندران میشود. در خانِ اوّل، شیری قوی پنجه به او و اسبش حمله میآورد. رَخش، شیر را از هم میدرد.
رستم در خان دوم، بیابانی سخت و راهی دراز را پشتِ سر نهاده، خسته و تشنه است؛ با جستوجوی فراوان، چشمهای مییابد، آبی مینوشد و سر و تن میشوید و رخش را تیمار میکند و پس از نخجیر به خواب میرود و بدین سان، خان دوم را نیز با موفّقیت به فرجام میبرد.
در این هنگام اژدهایی از راه میرسد و از دیدن رستم و اسبش به خشم میآید. رخش میکوشد تا با کوفتن سم بر زمین، رستم را از وجود اژدها آگاه کند؛ امّا هر بار که رستم دیده میگشاید، اژدها در تاریکی فرو میرود و از چشم او پنهان میشود. رستم در خشم میشود؛ به رخش پرخاش میکند؛ چون به خواب میرود، اژدها دوباره خود را به رخش مینمایاند.
بار سوم، رخش به تنگ میآید و چارهای جز بیدار کردن رستم ندارد:
خروشید و جوشید و بَرکَند خاک
ز سُمّش زمین شد همه، چاک چاک
رستم بیدار میشود و اژدها را میبیند؛ به کمک رخش با اژدها نبردی سهمگین میکند و او را میکشد.
بزد تیغ و بنداخت از بَر، سرش
فرو ریخت چون رود، خون از بَرَش
رستم بار دیگر در چشمه، شستوشو میکند؛ آنگاه با خدای خود به راز و نیاز میپردازد و او را سپاس میگزارد و بدین سان، خان سوم به پایان میرسد.
در خان چهارم، رستم با جادوگری روبهرو میشود. جادوگر، نخست با قصد فریب و نیرنگ، نزد رستم میآید. پس از کمی گفتوگو، رستم به حیلهگری او پی میبرد و برای چیرگی بر او از خدا یاری میخواهد و سرانجام او را از پا در میآورد.
بینداخت چون باد، خَمِّ کمند
سرِ جادو آورد ناگه به بند
میانش به خنجر به دو نیم کرد
دل جادوان زو پُر از بیم کرد
در خان پنجم، رستم با پهلوانی به نام «اولاد» رویاروی میشود و او را به بند میکشد؛ سپس در خانِ ششم، رستم به کمک اولاد بر ارژنگ دیو چیره میشود و او را از پا در میآورد.
چو رستم بدیدش، برانگیخت اسب
بدو تاخت مانند آذر گشسب
سر و گوش بگرفت و یالش دلیر
سر از تن، بِکندش به کردارِ شیر
در خان هفتم، رستم با بزرگِ دیوان یعنی «دیو سپید» به جنگ میپردازد و او را نیز از بین میبرد؛ بدین گونه، رستم با گذشتن از هفت مرحلهی بسیار دشوار و خطرناک، یاران خود را از بند دیوان، نجات میدهد و به ستایش یزدان میپردازد:
ز بهر نیایش، سر و تن بشست
یکی پاک جایِ پرستش بجُست
از آن پس نهاد از برِ خاک، سر
چنین گفت کای داورِ دادگر!
زِ هَر بد، تویی بندگان را پناه
تو دادی مرا، گُردی و دستگاه
بالاترین امتیازهای این آزمون
به نظرتان چطور بود؟
بقیه چه گفتهاند؟