ششم
تصحیح متن درس دوازدهم کلاس ششم ابتدایی
کلماتی را که املای آنها غلط است در متن زیر پیدا کنید و شکل صحیح آنها را بنویسید.
بدان، ای پسر که مردمان تا زندهاند از دوستان ناگذیرند که مرد اگر بیبرادر باشد به که بیدوست؛ از آنکه هکیمی را پرسیدند که دوست بهتر یا برادر.
گفت: برادر نیز، دوست به.
پس به کارِ دوستان اندیشه کن و دوستی ایشان به مردمی و اهسان ، تازهدار و چون دوستِ نو گیری، پشت بر دوستانِ کحن ، مکن. دوست، همی تلب و دوستانِ کهن را بر جای همی دار تا همیشه بسیار دوست داشته باشی و دیگر با مردمانی که با تو به راه دوستی روند و «نیم دوست» باشند، نیکویی و ساذگاری کن و در هر نیک و بد به ایشان مُشفغ باش تا چون از تو مردمی بینید، دوست یکدل شوند.
اُنصرالمعالی کیکاووس، غابوس نامه
مشاورت کردن در کارها از قی رایی مردم باشد و از تمام عقلی و پیش بینی؛ چه هر کس را دانشی باشد و هر یکی چیزی داند؛ یکی بیشتر و یکی کمتر و یکی دانشی دارد و هرگز کار نبسته است و نیازموده و یکی همان دانش داند و کار بسته است و عازموده ؛ مَصَل این، چنان باشد که یکی باشد که بسیار سفرها کرده باشد و جهان بسیار دیده و سرد و گرم چشیده و در میان کارها بوده با آن کس برابر نتوان کرد که هرگز سفر نکرده باشد و ولایتها ندیده و از این رو، گفتهاند: «تدبیر با دانایان و پیران و جهان دیدگان باید کرد».
و نیز یکی را خاتر تیزتر باشد و در کارها زودتر تواند دید و یکی کُند فهم باشد و تدبیر دَه تَنه چون زور دَه مَرده باشد.
همهی جهانیان متفغاند که هیچ آفریده، داناتر از پیقامبر (ص) نبوده است و با این همه فظیلت مئجزات که او را بُود، خدای ( تئالا ) او را میفرماید: «وَ شاوِرهُم فی الاَمر» یا محمد چون کاری کنی و یا مُهمّی تو را پیش آید با یاران خویش تدبیر کن.
مشورت ناکردن در کارها، ظعیفرایی باشد و هیچ شقلی بیمشورت، نیکو نیاید.
به نظرتان چطور بود؟
بقیه چه گفتهاند؟