غلطهای املایی این متن را پیدا کنید:

در یکی از سالهای نوجوانی که کنجکاوی خستگی ناپظیری داشتم، برای فراگرفتن و فهمیدن و به ويژه برای کشف کردن، سری به تبیعط روستا زدم.
روهم چنان قرغ فهمیدن بود که از هیجان میلرذید.
من اکنون درست نمیدانم که درآن لهضهها تا کجا میفهمیدم.
اضمت و جلال و جازبهی خالق را با همهی وجودم لمص میکردم.
قرقهی شکوه و اعجاذ زیبایی خلقت بودم که ناگهان نوازش لتیف و خنکی را در لای انگشتان پاهای برهنهام عهثاص کردم.
آب، این روح مزاب امید و زندگی، تازه نفس جوان ذلال و نیرومند با گامهای استوار و امیدوار شتابان میرفت.
تعداد غلط: ۱۵
کلمات مشکل:
در متن زیر، واژههایی را پیدا کنید که املایشان به صورت غلط نوشته شده است:

کودکان پرنشات گل بوتهها و نوجوانان امیدوار زرّتها در گوش نصیم، عامین میگفتند. من با غرور و مهربانی و خشنودی، باغ و سحرا را تماشا میکردم و در درختها و بوتهها مینگریستم.
این نخستین باری بود که در برابر این همه عضمت و بزرگی و در میان این همه آفرینش خداوند، خود را که هنوز نوجوان بودم، بزرگ هص میکردم.
به نشانهی احترام و ودا با من خم کرده بود و من در آخرین نقطهی دید که اندک اندک صحرا از نضرم ناپدید میشد.
به احساسات خاموش اما سرشار از پاکی و ثفای این طبیعت و سبزههای مأصوم پاسخ میگفتم.
این بیت سعدی را ذمذمه میکردم:
برگ درختان سبز در نضر هوشیار
هر ورغش دفتری ست، مأرفت کردگار
تعداد غلط: ۱۵
کلمات مشکل:
بحث و گفتگو