املای زیر را تصحیح کنید. کلمات غلط را در این متن پیدا کنید و شکل درست آن را بنویسید.

بچهها گرم گفت و گو بودند
باز هم در کلاس قوقا بود
شبنم از روی برگ گل برخواست
گفت میخواهم آفتاب شوم
ضره ضره به آسمان بروم
ابر باشم دوباره آب شوم
دانه آرام بر زمین قلطید
رفت و انشای کوچکش را خواند
گفت: باقی بزرگ خواهم شد
تا ابد سبز سبز خواهم ماند
جوجه گنجشک گفت میخواهم
فارق از سنگ بچهها باشم
تا افغهای دور، کوچ کنم
باز پیغنبر بهار شوم
توی گلدستههای یک گنبد
روز و شب زاعر حرم باشیم
یاد دارم که در ایام تفولیت، متعبّد و شبخیز بودم.
مثهف عزیز بر کنار گرفته و تایفهای گرد ما خفته.
پدر را گفتم: از اینان یکی سربرنمیدارد که دوگانهای بگذارد. چنان خواب قفلت بردهاند که گویی نخفتهاند که مردهاند.
تعداد غلط: ۱۴
کلمات مشکل:
بحث و گفتگو