پنجم
تصحیح متن درس اول کلاس پنجم ابتدایی
کلماتی را که املای آنها غلط است در متن زیر پیدا کنید و شکل صحیح آنها را بنویسید.
جهانی که در آن زندگی میکنیم، سرشار از شگفتیها است. پدیدههایی لتیف ، زیبا و اجیب ، پیش روی ما هستند که به سادهگی از کنارشان میگزریم ؛ در حالی که اگر اندکی درنگ کنیم، میبینیم که هر کدام از این پدیدهها تماشاگهی برای دیدن زیباییهای آفرینش و ایستگاههایی برای اندیشیدن هستند.
اگر میخواهیم آلم را بهتر بشناسیم، یک راه ساده آن است که پدیدها را خوب تماشا کنیم، دربارهی آفرینش هریک بیندیشیم و آنها را با یکدیگر مغایسه کنیم. مصلاً کوههای سر به فلک کشیده را با درّههای عمیق، گل را با خوار ، زنبور را با خرمگس، بهار را با زمستان و ...
متالعه در تبیعت و تعمّل دربارهی چیزهایی که هر روز میبینیم و از کنارشان میگذریم، راه مناسبی برای شناخت آنها است. پرسش از هر چیز و جستوجو برای یافتن پاسخ، کاری است که همهی دانشمندان و عالمان انجام میدهند. من و شما هم، باید این ویژهگی را در خود پرورش دهیم.
ما برخی از رفتارها، کردارها و کارهای خودمان را از روی آدت انجام میدهیم؛ به همین دلیل هم از خود نمیپرسیم که چرا این گونه است، چرا باید این کارها را بکنیم؟ و بسیار پرسشهای دیگر.
همین آب گوارایی که زندگی ما به آن وابسته است. بهترین موزوع برای فکر کردن و یکی از شگفتیها است.
آب چیست؟ چگونه به وجود آمده است؟ اگر روزی آب در روی زمین نباشد، آیا انسان میتواند آن را پدید آورد؟
به هر حال، عالَم تماشاخانهٔ شگفتیهای آفرینش است. یعنی به هر طرف که نگاه میکنیم، آفریدههای زیبای خداوند را میبینیم. این جهان، دفتری است که خدای مهربان، به پاکی و زیبایی در آن نگاشته و مینگارد.
یکی دیگر از این آفریدههای زیبا و لطیف، گیاهان و سبزهها هستند. الفهای سبز را دیدهاید؟ خیلی نرم و شکننده هستند. در سرمای سخت یا گرمای زیاد، پژمرد میشوند ولی گاهی میبینیم همین علفهای نازک و لطیف، از میان سنگلاخ سر در میآورند، یا کف زمین سخت و محکم را میشکافند و بیرون میآیند.
در نوشتهی زیر، یکی از نویسندگان، زیباییهای آفرینش خدای مهربان را، این گونه توصیف میکند:
«هیس، گوش بده! به آفریدههای ساکت خدا گوش بده.
به پروانهای با بالهایی مخملی. به غطرههای باران که حلقههای ساکت روی آب را میسازند، گوش کن.
آیا میتوانی صدای هشرهایی را که در زیر زمین میجنبند، بشنوی؟ سدای ماهیهای طالاب را چطور؟
آن بالا را نگاه کن! آسمان، آبیِ آبی است و یک تکّه ابرِ ساکت در آن شنا میکند.
این پایین را ببین! علفها و برگها در نسیم، فقط تکان میخورند.
نگاه کن... و صداهای کوتاه و بلند، گوش بده، تا آفریدههای ساکت خدا را بشناسی.
بادها سفر میکنند. علفها رشد میکنند. انکبوتها ، بین زمین و آسمان، تار میطنند .
آیا تو صدای تاریکی شب را میشنوی؟ صدای روشنایی روز را چطور؟ صدای شبنم سبحگاهی را، هنگامی که سرزده به خانهٔ بزرگ، وارد میشود؟
به هر ترف نگاه کن... و گوش بده.
آفریدههای ساکت خدا همیشه آنجا هستند.
آیا تو آنها را میبینی و صدایشان را میشنوی؟»
به نظرتان چطور بود؟
بقیه چه گفتهاند؟