بهمن ماه 1357 در تاریخ مئاصر ایران جلوهای ویژه یافته است؛ چون از یک سو، هنگام فروپاشی نزام شاهنشاهی و از دیگر سو، عاقاز رهایی و آزادی مردم و شکلگیری جمهوری اسلامی است. نظام 2500 سالهٔ شاهنشاهی، سرانجام با انقلاب شورانگیذ مردم، به رهبری امام خمینی (ره) کنار زده شد. این انقلاب امید بحش که پایه و اصاص آن در سال 1342 شکل گرفت، سه ویژگی برجسته دارد:
- خدا مهوری و دین باوری
- رهبری بر پایهٔ اسل ولایت فغیه
- وهدت و یکپارچگی مردم
ایمان و اتقاد مزهبی ، نخستین و اصلیترین عامل پیوند رهبری و ملّت و سبب استواری مردم بود. در حغیغت ، دل سپاری «رهبر» و «مردم» به توهید و ایمان الاهی ، آنچنان این دو را به هم پیوند زد که دوگانگی از میان برخاست و «وحدت کلمه» پدیدار گشت.
مردم دین باور و انقلابی ایران به پیشوایی بنیانگزار فرذانه انقلاب اسلامی و با تکیه بر تئالیم الهی، سه اصل اساسی « استغلال ، آزادی، جمهوری اسلامی» را از همان آغاز به عنوان هدف اصلی غیام خود به جهانیان اعلام کردند.
چیزی که بر درخشش این انقلاب میافزاید، بهرهگیری از تعالیم اسلامی و ارزشهای فرهنگ ایرانی است؛ زیرا باتن هر ایرانی همواره ریشه در دو سرچشمهٔ زایا دارد؛ یعنی «دین» و «فرهنگ» و همین دو است که او را پاینده و استوار میدارد.
ادبیات به یاری ابزارها و عوامل گوناگون پدید میآید. نخستین ابزار پیدایش ادبیات، زبان است. زبان، عامل انسجام و وحدت همهٔ اغوام یک سرزمین است.
زبان هر جامعه در هر دورهای، نمایندهٔ فکر و فرهنگ همان روزگار است. بهترین راه برای آشنایی با اندیشهها و باورهای هر جامعه، روی آوردن به ادبیات آن جامئه است و مغسود از ادبیات، همهٔ آسار نزم و نصری است که آیینهٔ فرهنگ و اندیشهٔ یک جامعه است؛ به عبارت دیگر «ادبیات، بیان حال یک جامعه است».
وقتی شما به یک اثر ادبی مانند شاهنامه، گلستان و مصنوی مولوی رو میکنید، چهرهٔ انسانهای آن جامعه و رفتار و منش اجتماعی اشخاث را پیش چشم خود دارید. اسولاً کلید شناخت هر ملّتی، ادبیات آن ملّت است.
پس از واقئه اضیم انقلاب اسلامی، بسیاری از بنیادهای فکری، فرهنگی و مئیارهای ارزشی و اخلاقی جامعهٔ ایران دگرگون شد. این انقلاب دینی و فرهنگی در آثار نویسندگان پس از انقلاب اسلامی نیز جلوهگر شد.
انقلاب اسلامی، درهای تازهای به روی ادبیات گشود و واژهها و ترکیبهایی مانند: «استقلال، اسلام، قیام، شهادت، ایصار ، شرافت، کرامت، مبارزه، تئهّد ، مردانگی، ایستادگی، ستم ستیزی، جانبازی، رزمندگی، بسیج، ولایت، شهید، برابری، برادری، هماصه ، ادالت ، رشادت و ...» را با نگرشی جدید، در زبان مردم رواج و گسترش داد.
در ادبیات انقلاب به آزاداندیشی توجّه شد و فظیلتهایی مانند همدلی و سفا ، ایثار، مقاومت و مبارزه در برابر ظالمان و روهیّه جوانمردی و پهلوانی، پدیدار گشت.
بر پایهٔ آنچه گفته شد، ادبیات انقلاب، انقلابی است که در درونمایه و محتوای آثار و افکار پدید آمده است و عشق و شور و رادمردی و دینباوری و ایثار در آن موج میزند. ادبیات انقلاب، آیینهٔ انقلاب است و گنجینهای است که آرمانهای انقلاب اسلامی را در خود جای داده است.
تعداد کلمات: 39
بهمن ماه 1357 در تاریخ معاصر ایران جلوهای ویژه یافته است؛ چون از یک سو، هنگام فروپاشی نظام شاهنشاهی و از دیگر سو، آغاز رهایی و آزادی مردم و شکلگیری جمهوری اسلامی است. نظام 2500 سالهٔ شاهنشاهی، سرانجام با انقلاب شورانگیز مردم، به رهبری امام خمینی (ره) کنار زده شد. این انقلاب امید بحش که پایه و اساس آن در سال 1342 شکل گرفت، سه ویژگی برجسته دارد:
- خدا محوری و دین باوری
- رهبری بر پایهٔ اصل ولایت فقیه
- وحدت و یکپارچگی مردم
ایمان و اعتقاد مذهبی، نخستین و اصلیترین عامل پیوند رهبری و ملّت و سبب استواری مردم بود. در حقیقت، دل سپاری «رهبر» و «مردم» به توحید و ایمان الهی، آنچنان این دو را به هم پیوند زد که دوگانگی از میان برخاست و «وحدت کلمه» پدیدار گشت.
مردم دین باور و انقلابی ایران به پیشوایی بنیانگذار فرزانهٔ انقلاب اسلامی و با تکیه بر تعالیم الهی، سه اصل اساسی «استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی» را از همان آغاز به عنوان هدف اصلی قیام خود به جهانیان اعلام کردند.
چیزی که بر درخشش این انقلاب میافزاید، بهرهگیری از تعالیم اسلامی و ارزشهای فرهنگ ایرانی است؛ زیرا باطن هر ایرانی همواره ریشه در دو سرچشمهٔ زایا دارد؛ یعنی «دین» و «فرهنگ» و همین دو است که او را پاینده و استوار میدارد.
ادبیات به یاری ابزارها و عوامل گوناگون پدید میآید. نخستین ابزار پیدایش ادبیات، زبان است. زبان، عامل انسجام و وحدت همهٔ اقوام یک سرزمین است.
زبان هر جامعه در هر دورهای، نمایندهٔ فکر و فرهنگ همان روزگار است. بهترین راه برای آشنایی با اندیشهها و باورهای هر جامعه، روی آوردن به ادبیات آن جامعه است و مقصود از ادبیات، همهٔ آثار نظم و نثری است که آیینهٔ فرهنگ و اندیشهٔ یک جامعه است؛ به عبارت دیگر «ادبیات، بیان حال یک جامعه است».
وقتی شما به یک اثر ادبی مانند شاهنامه، گلستان و مثنوی مولوی رو میکنید، چهرهٔ انسانهای آن جامعه و رفتار و منش اجتماعی اشخاص را پیش چشم خود دارید. اصولاً کلید شناخت هر ملّتی، ادبیات آن ملّت است.
پس از واقعهٔ عظیم انقلاب اسلامی، بسیاری از بنیادهای فکری، فرهنگی و معیارهای ارزشی و اخلاقی جامعهٔ ایران دگرگون شد. این انقلاب دینی و فرهنگی در آثار نویسندگان پس از انقلاب اسلامی نیز جلوهگر شد.
انقلاب اسلامی، درهای تازهای به روی ادبیات گشود و واژهها و ترکیبهایی مانند: «استقلال، اسلام، قیام، شهادت، ایثار، شرافت، کرامت، مبارزه، تعهّد، مردانگی، ایستادگی، ستم ستیزی، جانبازی، رزمندگی، بسیج، ولایت، شهید، برابری، برادری، حماسه، عدالت، رشادت و ...» را با نگرشی جدید، در زبان مردم رواج و گسترش داد.
در ادبیات انقلاب به آزاداندیشی توجّه شد و فضیلتهایی مانند همدلی و صفا، ایثار، مقاومت و مبارزه در برابر ظالمان و روحیّهٔ جوانمردی و پهلوانی، پدیدار گشت.
بر پایهٔ آنچه گفته شد، ادبیات انقلاب، انقلابی است که در درونمایه و محتوای آثار و افکار پدید آمده است و عشق و شور و رادمردی و دینباوری و ایثار در آن موج میزند. ادبیات انقلاب، آیینهٔ انقلاب است و گنجینهای است که آرمانهای انقلاب اسلامی را در خود جای داده است.
بحث و گفتگو
افزودن نظر