از علی آموز اخلاس عمل
شیرِ هق را دان مُنذّه از دَقَل
در قضا بر پهلوانی دست یافت
زود شمشیری برآورد و شتافت
او خَدو انداخت بر روی علی
افتخارِ هر نبیّ و هر ولی
در زمان انداخت شمشیر آن علی
کرد او اندر غزایش کاحلی
گشت هیران آن مبارز، زین عمل
وز نمودن افو و رهم بیمحل
گفت: «بر من تیق تیز افراشتی
از چه افکندی، مرا بگذاشتی؟»
گفت: «من تیغ از پیِ حق میزنم
بندهٔ حقم نه معمور تنم
شیرِ حقم، نیستم شیرِ هوا
فعلِ من بر دینِ من باشد گوا
بادِ خشم و بادِ شحوت ، بادِ آذ
بُرد او را که نبود اهلِ نماز
چون درآمد در میان، غیر خدا
تیغ را دیدم نهان کردن سذا »
تعداد کلمات: 14
از علی آموز اخلاص عمل
شیرِ حق را دان مُنزّه از دَغَل
در غزا بر پهلوانی دست یافت
زود شمشیری برآورد و شتافت
او خَدو انداخت بر روی علی
افتخارِ هر نبیّ و هر ولی
در زمان انداخت شمشیر آن علی
کرد او اندر غزایش کاهلی
گشت حیران آن مبارز، زین عمل
وز نمودن عفو و رحم بیمحل
گفت: «بر من تیغ تیز افراشتی
از چه افکندی، مرا بگذاشتی؟»
گفت: «من تیغ از پیِ حق میزنم
بندهٔ حقم نه مأمور تنم
شیرِ حقم، نیستم شیرِ هوا
فعلِ من بر دینِ من باشد گوا
بادِ خشم و بادِ شهوت، بادِ آز
بُرد او را که نبود اهلِ نماز
چون درآمد در میان، غیر خدا
تیغ را دیدم نهان کردن سزا»
بحث و گفتگو
افزودن نظر