دیوان حافظ، نامهٔ زندگی و زندگینامهٔ ماست. حافظ به ما خوب زیستن و شاد زیستن میآموزد. حافظ حکیمی متفکّر و تفکّر برانگیز است. فرزانهای است با اندیشههای عمیق عرفانی و احساسها و عواطف ژرف انسانی.
در نگاه و نگرش حافظ، چند مشخّصهٔ برجسته دیده میشود:
انتقادی بودن؛ حافظ از همهٔ تباهیهایی که در روزگار او پدیدار شده بود، جسورانه انتقاد میکند.
طنز ظریف و کارساز؛ برای آنکه انتقادش به طعن و لعن و هجو، شباهت نیابد، انتقادها را با طنز میآمیزد و آن را دلپذیر میکند.
مهمترین آموزش غیر مستقیم حافظ این است که به ما شیوهٔ درست نگاه کردن به زندگی را میآموزد؛ نه اینکه به ما چند رهنمود و پند تحویل دهد.
حافظ، خرّمشاهی
اکنون یکی از غزلهای حافظ را میخوانیم:
یوسف گم گشته باز آید به کنعان غم مخور
کلبۀ احزان، شود روزی گلستان، غم مخور
ای دل غمدیده، حالت بِه شود، دل بد مکن
وین سر شوریده، باز آید به سامان، غم مخور
دور گردون، گر دو روزی بر مراد ما نرفت
دائماً یکسان نباشد حال دوران، غم مخور
هان مشو نومید! چون واقف نِه ای از سرّ غیب
باشد اندر پرده، بازیهای پنهان، غم مخور
ای دل ار سیل فنا بنیاد هستی بر کَند
چون تو را نوح است کشتیمان، ز توفان، غم مخور
در بیابان گر به شوق کعبه، خواهی زد قدم
سرزنشها گر کُند خار مُغیلان، غم مخور
گرچه منزل، بس خطرناک است و مقصد، بس بعید
هیچ راهی نیست، کان را نیست پایان، غم مخور
حافظا! در کنج فقر و خلوت شبهای تار
تا بوَد وِردت دعا و درسِ قرآن، غم مخور
بحث و گفتگو
افزودن نظر