آزمون املای آداب زندگانی

کلماتی را که املای آنها غلط است در متن زیر پیدا کنید و شکل صحیح آنها را بنویسید.

کاربرگ تصحیح متن دارای غلط املایی

بدان که مردم بی‌هنر، مادام بی‌سود باشد، چون موغیلان که تن دارد و سایه ندارد؛ نه خود را سود کند و نه غیر خود را؛

 

جحد کن که اگر چه عسیل و گوهری باشی، گوحر تن نیز داری که گوهر تن از گوهر اسل بهتر بُوَد؛

 

چنان‌که گفته‌اند: «بزرگی، خرد و دانش راست نه گوهر را، اگر مردم را با گوهرِ اصل، گوهرِ هنر نباشد، صحبتِ هیچ کس را به کار نیاید و در هر که این دو گوهریابی، چنگ در وی زن و از دست مگذار که وی همه را به کار آید...»

 

سخن، ناپرسیده مگوی و از گفتار خیره پرهیز کن. چون باز پرسند، جز راست مگوی. تا نخواهند، کس را نسیحت مگوی و پند مده؛ خاسّه کسی را که پند نشنود که او خود اوفتد. در میان جمع هیچ‌کس را پند مده. از جای طهمت زده پرهیذ کن و از یار بداندیش و بدآموز بگریذ . به غم مردمان شادی مکن تا مردمان نیز به غم تو شادی نکنند. داد ده تا داد یابی. خوب گوی تا خوب شنوی. اگر تالب علم باشی، پرهیزگار و غانع باش و علم دوست و بُردبار و کم سخن و دوراندیش.

 

غابوس نامه، اُنسر المئالی کیکاووس

آدمی باید که بسیار نگوید و سخن دیگری به سخن خود غطع نکند. اگر سوال از جماعتی کنند که او داخل آن جمائت بود، بر ایشان صبقت ننماید و اگر کسی به جواب مشقول شود، او بر بهتر جوابی از آن، غادر بوَد، سبر کند تا آن سخن، تمام شود، پس جواب خود بگوید بر وجهی که در متغدّم تعن نکند و در مهاوراتی که به حظور او میان دو کس رود، خوظ ننماید و اگر از او پوشیده دارند، اِصتراغ صَمع نکند و تا او را با خود در آن مشارکت ندهند، مداخلت نکند.

کلمات مشکل درس

تعداد کلمات: 28

  1. مشغول
    مشقول
  2. صبر
    سبر
  3. پرهیز
    پرهیذ
  4. جماعت
    جمائت
  5. نصیحت
    نسیحت
  6. قطع
    غطع
  7. حضور
    حظور
  8. اصل
    اسل
  9. عنصر
    اُنسر
  10. مُغیلان
    موغیلان
  11. جهد
    جحد
  12. اصیل
    عسیل
  13. گوهر
    گوحر
  14. خاصّه
    خاسّه
  15. تهمت
    طهمت
  16. بگریز
    بگریذ
  17. طالب
    تالب
  18. قانع
    غانع
  19. قابوس
    غابوس
  20. المعالی
    المئالی
  21. سبقت
    صبقت
  22. قادر
    غادر
  23. متقدّم
    متغدّم
  24. طعن
    تعن
  25. محاوراتی
    مهاوراتی
  26. خوض
    خوظ
  27. اِستراق
    اِصتراغ
  28. سَمع
    صَمع

متن اصلی درس

بدان که مردم بی‌هنر، مادام بی‌سود باشد، چون مُغیلان که تن دارد و سایه ندارد؛ نه خود را سود کند و نه غیر خود را؛

 

جهد کن که اگر چه اصیل و گوهری باشی، گوهر تن نیز داری که گوهر تن از گوهر اصل بهتر بُوَد؛

 

چنان‌که گفته‌اند: «بزرگی، خرد و دانش راست نه گوهر را، اگر مردم را با گوهرِ اصل، گوهرِ هنر نباشد، صحبتِ هیچ کس را به کار نیاید و در هر که این دو گوهریابی، چنگ در وی زن و از دست مگذار که وی همه را به کار آید...»

 

سخن، ناپرسیده مگوی و از گفتار خیره پرهیز کن. چون باز پرسند، جز راست مگوی. تا نخواهند، کس را نصیحت مگوی و پند مده؛ خاصّه کسی را که پند نشنود که او خود اوفتد. در میان جمع هیچ‌کس را پند مده. از جای تهمت زده پرهیز کن و از یار بداندیش و بدآموز بگریز. به غم مردمان شادی مکن تا مردمان نیز به غم تو شادی نکنند. داد ده تا داد یابی. خوب گوی تا خوب شنوی. اگر طالب علم باشی، پرهیزگار و قانع باش و علم دوست و بُردبار و کم سخن و دوراندیش.

 

قابوس نامه، عنصر المعالی کیکاووس

آدمی باید که بسیار نگوید و سخن دیگری به سخن خود قطع نکند. اگر سوال از جماعتی کنند که او داخل آن جماعت بود، بر ایشان سبقت ننماید و اگر کسی به جواب مشغول شود، او بر بهتر جوابی از آن، قادر بوَد، صبر کند تا آن سخن، تمام شود، پس جواب خود بگوید بر وجهی که در متقدّم طعن نکند و در محاوراتی که به حضور او میان دو کس رود، خوض ننماید و اگر از او پوشیده دارند، اِستراق سَمع نکند و تا او را با خود در آن مشارکت ندهند، مداخلت نکند.

بحث و گفتگو

افزودن نظر

از اینکه دیدگاه خود را به اشتراک می گذارید، سپاسگزاریم.