متنهای تئلیمی ، با هدف آموزش و اندرز، نوشته شدهاند، از این رو، خواننده باید آهنگ و لهن متناسب با فظای تعلیمی را رآیت کند. در لحن تعلیمی، خواننده با حفض اندرذ نیک اندیشی و خیرخواهی، نرمی و ملایمت در گفتار را به کار میگیرد. حفظ آرامش و نرم گفتاری، بر تعثیر کلام اندرذی میافزاید، البته گاهی اندرز و تعلیم با ذنهار و پرهیز، همراه است و نباید آن را با لحن دستوری و فرمان، یکی دانست.
نوجوانی، تولّد دوبارۀ انسان است. در این مرحلۀ پر طب و طاب ، نوجوان، افزون بر رابطه با خود، نیازمند رابتهای دیگر نیز هست؛ نیازمند دو چشم دیگر که نوجوان را ببیند و به او بگوید: کیست و چگونه است؛ از همین جاست که دوستی و پیوند با دیگران آغاز میشود.
این ارتبات ، وابسته به نیاز درونی است که به نوجوان کمک میکند تا به خودشناسی برسد. دیگران، زبان نقدِ او و پنجرههایی هستند که در برابر دیدگانِ پرسشگرِ وی، گشوده شدهاند.
دوستان واغعی ، راه نیک بختی را به ما نشان میدهند و همراهان خوبی برای شکوفایی بهتر هستند. آنها مثل آیینه، همان قدر که خوبیها را پیش چشم میآورند، اِیبها را هم به ما مینمایانند و مهمتر آنکه این همه را بیصدا و بیهیاهو، باز میگویند. رسم دوستی، شکستن آیینه نیست؛ درست آن است که فرست باز اندیشی و خود شکوفایی را پدید آوریم و گامی به سوی فراتر رفتن برداریم.
آینه، چون نغش تو بنمود راست
خود شکن، آیینه شکستن خطاست
نظامی گنجهای
جوانی، گهِ کار و شایستگی است
گهِ خودپسندی و پندار نیست
چو بفروختی، از که خواهی خرید؟
مطاع جوانی به بازار نیست
قنیمت شِمُر، جز حقیقت مجوی
که باری است فرصت، دگربار نیست
مَپیچ از رهِ راست، بر راه کج
چو در هست، هاجت به دیوار نیست
زِ آزادگان، بردباری و سعی
بیاموز، آموختن آر نیست
به چشم بسیرت به خود دَر نگر
تو را تا در آیینه، ذنگار نیست
همی دانه و خوشه، خروار شد
ز آغاز، هر خوشه خروار نیست
همه کار ایام، درس است و پند
دریقا که شاگرد هشیار نیست
تعداد کلمات: 23
متنهای تعلیمی، با هدف آموزش و اندرز، نوشته شدهاند، از این رو، خواننده باید آهنگ و لحن متناسب با فضای تعلیمی را رعایت کند. در لحن تعلیمی، خواننده با حفظ روحیهٔ نیک اندیشی و خیرخواهی، نرمی و ملایمت در گفتار را به کار میگیرد. حفظ آرامش و نرم گفتاری، بر تأثیر کلام اندرزی میافزاید، البته گاهی اندرز و تعلیم با زنهار و پرهیز، همراه است و نباید آن را با لحن دستوری و فرمان، یکی دانست.
نوجوانی، تولّد دوبارۀ انسان است. در این مرحلۀ پر تب و تاب، نوجوان، افزون بر رابطه با خود، نیازمند رابطهای دیگر نیز هست؛ نیازمند دو چشم دیگر که نوجوان را ببیند و به او بگوید: کیست و چگونه است؛ از همین جاست که دوستی و پیوند با دیگران آغاز میشود.
این ارتباط، وابسته به نیاز درونی است که به نوجوان کمک میکند تا به خودشناسی برسد. دیگران، زبان نقدِ او و پنجرههایی هستند که در برابر دیدگانِ پرسشگرِ وی، گشوده شدهاند.
دوستان واقعی، راه نیک بختی را به ما نشان میدهند و همراهان خوبی برای شکوفایی بهتر هستند. آنها مثل آیینه، همان قدر که خوبیها را پیش چشم میآورند، عیبها را هم به ما مینمایانند و مهمتر آنکه این همه را بیصدا و بیهیاهو، باز میگویند. رسم دوستی، شکستن آیینه نیست؛ درست آن است که فرصت باز اندیشی و خود شکوفایی را پدید آوریم و گامی به سوی فراتر رفتن برداریم.
آینه، چون نقش تو بنمود راست
خود شکن، آیینه شکستن خطاست
نظامی گنجهای
جوانی، گهِ کار و شایستگی است
گهِ خودپسندی و پندار نیست
چو بفروختی، از که خواهی خرید؟
متاعِ جوانی به بازار نیست
غنیمت شِمُر، جز حقیقت مجوی
که باری است فرصت، دگربار نیست
مَپیچ از رهِ راست، بر راه کج
چو در هست، حاجت به دیوار نیست
زِ آزادگان، بردباری و سعی
بیاموز، آموختن عار نیست
به چشم بصیرت به خود دَر نگر
تو را تا در آیینه، زنگار نیست
همی دانه و خوشه، خروار شد
ز آغاز، هر خوشه خروار نیست
همه کار ایام، درس است و پند
دریغا که شاگرد هشیار نیست
بحث و گفتگو
افزودن نظر