سوم
آزمون چهار گزینهای درس هفدهم کلاس سوم ابتدایی
این آزمون برای تمرین خواندن متن کتاب فارسی و یادگیری املای کلمات دشوار آن طراحی شده است. هر سؤال مربوط به یکی از کلمات مشخص شده در متن است؛ پس جمله را با دقت بخوانید.
برای هر سؤال، از بین گزینهها، شکل درست کلمه را انتخاب کنید. با انتخاب پاسخ درست، امتیاز میگیرید و هرچه زودتر پاسخ درست را پیدا کنید، امتیاز بیشتری به دست میآورید. با انتخاب پاسخ نادرست، از امتیاز شما کم میشود.
آزمون زمانی تمام میشود که به همهی سؤالها پاسخ داده باشید.
شبهای تابستان، وقتی مادرم رختخواب من و برادرم را روی پشتبام، پهن میکند؛ از تماشای آسمان پُرستاره، لذّت میبرم. معمولاً آسمان صاف است و ستارهها با درخشش زیبایی، آن را آراستهاند. همیشه از خودم میپرسم، این نقطههای نورانیِ کوچک و بزرگ که از آن بالا به ما چشمک میزنند، چه هستند؟
گاهی به ستارهها خیره میشوم و با وصل کردن آنها به هم، شکلهای جالبی میسازم.
آن شب هم مثل همیشه، غرق تماشای آسمان بودم که ناگهان ستارهای کوچک و نورانی دستم را گرفت و رویِ خود نشاند و بُرد.
چه پرواز هیجانانگیز و جالبی! چقدر بزرگ و بینهایت بود!
از ستاره، سراغ خورشید را گرفتم. پرسیدم آیا او خوابیده است؟
ستاره گفت: «خورشید هرگز نمیخوابد و همیشه مشغول نورافشانی است. در هر شبانهروز، زمین یکبار دور خود میچرخد. در این چرخش، وقتی روبهروی خورشید قرار میگیرد، روز میشود و تو خورشید را میبینی و میتوانی با او احوالپرسی کنی. خورشید ستارهای است که زمین، سالی یکبار، دور آن میچرخد. چهار فصل زیبا، که هدیهی خداوند مهربان است، نتیجهی این چرخش عظیم و باشکوه است.»
حال عجیبی داشتم. آسمان چقدر گسترده و وسیع بود! ستاره، من را روی خود جابهجا کرد، معلوم بود از اینکه من را به این مسافرتِ فضایی آورده، بسیار شادمان است. اشتیاق و نشاط، وجودم را فراگرفته بود. میخواستم فریاد بزنم و از خدای بزرگ برای آفرینش این همه زیبایی و عظمت تشکّر کنم.
همچنان که غرق در سفر خیالی خود بودم، ناگهان صدایی، من را به خود آورد. اوّل کمی ترسیدم؛ امّا خوب که نگاه کردم، دیدم گربهی زیبا و کوچولویی بر لبهی پشتبام نشسته است و میومیو میکند.
بالاترین امتیازهای این آزمون
به نظرتان چطور بود؟
بقیه چه گفتهاند؟