آزمون املای خرس کوچولو

کلماتی را که املای آنها غلط است در متن زیر پیدا کنید و شکل صحیح آنها را بنویسید.

کاربرگ تصحیح متن دارای غلط املایی

خرس کوچولو بارها شنیده بود که « میکرب‌ها » مجودات خترناکی هستند. به همین دلیل، تسمیم گرفت با آن‌ها بجنگد.

یک روز صبه زود چوبی برداشت و به راه افتاد. در راه به یک بچّه گنجشک رسید. نگاهی به او کرد و گفت: «من می‌خاهم با میکروب‌ها بجنگم. تو آن‌ها را اینجا ندیده‌ای؟»

گنجشک جواب داد:«این طوری که نمی‌شود؛ تو باید...»

اما خرس کوچولو به بقیه‌ی هرف‌هایش او گوش نکرد. رفت تا به بچّه فیلی رسید. پرسید: «تو میکروب‌ها را این ترف‌ها ندیده‌ای؟ من می‌خواهم با آن‌ها بجنگم.» بچّه فیل گفت: «اگر می‌خواهی با میکروب‌ها بجنگی، باید اول دست‌هایت را خوب بشویی.»

خرس کوچولو که از حرف‌های بچّه فیل هم چیزی نفهمیده بود، ناراهت و بی‌هوصله به راه افتاد. کمی بعد، خست و گرصنه زیر درختی نشست تا استراهت کند. بالای درخت یک کندوی اسل بود. خرس کوچولو تا چشمش به کندو افتاد، خوش‌هال شد و از درخت بالا رفت. عسل‌ها را با همان دست‌های کسیفش خورد و با خودش گفت: «حالا خیلی خسته‌ام. فردا می‌آیم و با میکروب‌ها می‌جنگم.»

روز بعد، خرس کوچولو بیمار شد و دیگر نتوانست به جنگ میکروب‌ها برود.

مادرش به او گفت: « ازیزم ، اگر اول از من می‌پرسیدی که میکروب‌ها کجا هستند و چه‌طوری می‌شود با آن‌ها جنگید، به تو می‌گفتم. تو باید بدانی که میکروب‌ها در جاهای کثیف زندگی می‌کنند. پس برای جنگیدن با آن‌ها، بهتر است همیشه خود را پاکیز نگه‌داری و دست‌‌هایت را قبل از غذا خوردن بشویی. حالا هم باید استراحت کنی تا دوباره صالم و شاداب شوی.»

کلمات مشکل درس

تعداد کلمات: 19

  1. ناراحت
    ناراهت
  2. تصمیم
    تسمیم
  3. صبح
    صبه
  4. پاکیزه
    پاکیز
  5. می‌خواهم
    می‌خاهم
  6. استراحت
    استراهت
  7. عسل
    اسل
  8. خسته
    خست
  9. حرف‌های
    هرف‌هایش
  10. خوش‌حال
    خوش‌هال
  11. عزیزم
    ازیزم
  12. میکروب‌ها
    میکرب‌ها
  13. موجودات
    مجودات
  14. خطرناکی
    خترناکی
  15. طرف‌ها
    ترف‌ها
  16. بی‌حوصله
    بی‌هوصله
  17. گرسنه
    گرصنه
  18. کثیفش
    کسیفش
  19. سالم
    صالم

متن اصلی درس

خرس کوچولو بارها شنیده بود که «میکروب‌ها» موجودات خطرناکی هستند. به همین دلیل، تصمیم گرفت با آن‌ها بجنگد.

یک روز صبح زود چوبی برداشت و به راه افتاد. در راه به یک بچّه گنجشک رسید. نگاهی به او کرد و گفت: «من می‌خواهم با میکروب‌ها بجنگم. تو آن‌ها را اینجا ندیده‌ای؟»

گنجشک جواب داد:«این طوری که نمی‌شود؛ تو باید...»

اما خرس کوچولو به بقیه‌ی حرف‌های او گوش نکرد. رفت تا به بچّه فیلی رسید. پرسید: «تو میکروب‌ها را این طرف‌ها ندیده‌ای؟ من می‌خواهم با آن‌ها بجنگم.» بچّه فیل گفت: «اگر می‌خواهی با میکروب‌ها بجنگی، باید اول دست‌هایت را خوب بشویی.»

خرس کوچولو که از حرف‌های بچّه فیل هم چیزی نفهمیده بود، ناراحت و بی‌حوصله به راه افتاد. کمی بعد، خسته و گرسنه زیر درختی نشست تا استراحت کند. بالای درخت یک کندوی عسل بود. خرس کوچولو تا چشمش به کندو افتاد، خوش‌حال شد و از درخت بالا رفت. عسل‌ها را با همان دست‌های کثیفش خورد و با خودش گفت: «حالا خیلی خسته‌ام. فردا می‌آیم و با میکروب‌ها می‌جنگم.»

روز بعد، خرس کوچولو بیمار شد و دیگر نتوانست به جنگ میکروب‌ها برود.

مادرش به او گفت: «عزیزم، اگر اول از من می‌پرسیدی که میکروب‌ها کجا هستند و چه‌طوری می‌شود با آن‌ها جنگید، به تو می‌گفتم. تو باید بدانی که میکروب‌ها در جاهای کثیف زندگی می‌کنند. پس برای جنگیدن با آن‌ها، بهتر است همیشه خود را پاکیزه نگه‌داری و دست‌‌هایت را قبل از غذا خوردن بشویی. حالا هم باید استراحت کنی تا دوباره سالم و شاداب شوی.»

بحث و گفتگو

افزودن نظر

از اینکه دیدگاه خود را به اشتراک می گذارید، سپاسگزاریم.